۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

کودک درون جنگ‌پیشه‌گان

در ستادهای جنگ و کوره‌های مرگ و جوخه‌های قتل‌ِعام و حمله و کمین
پشت آن نگاه‌های خشمگین و مشت‌های آهنین و نطق‌های آتشین
در سراسرِ زمین
در پسِ نقابِ هولناکِ این عبوس‌چهره‌گانِ سهمگین، خدایگانِ خشم و کین
کودکانِ ساده‌ای نشسته‌اند.

کودکانِ ساده‌ای چنان من و شما؛ چنان تمامِ کودکانِ ساده‌ی بنی‌بشر؛
اندکی ولی غریب‌تر
وز حرارت تنورِ عشق، بی‌نصیب‌تر

بی‌امان به جستجوی آن محبتِ نیافته
در خیالِ بازگشتِ فاتحانه‌ای شکوهمند و پروقار
یا به عشق قطعه‌ای فلز، دلیلِ اندکی برای افتخار!

:با وجودِ یک ستاره در میان هفت آسمان نداشتن،
دسته‌ای ستاره بر لباس خود گذاشتن

داستانِ دردناک و ساده ایست:
کودکِ نپخته در تنورِ عشق
مردمانِ روزگار را روانه‌ی تنور می کند