۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

روزنامه نگاری در دنیای کودک درون

به مناسبت انتشار صدمین شماره نیم‌نما: روزنامه صبح وب
(1)
«هرچه می‌کشم از دست شما اغتشاشگرهاست»

چوپان دروغگو گفت
و با چوبدستی بر سر خبرنگار کوبید

(2)
« پسری ده ساله و روستایی
مدتی است از خانه خارج شده 
و اطلاعی از او در دست نیست 
نامش حسنک است »

گاو نوشت
و در روزنامه دهکده آگهی کرد

(3)
«این اتفاق را که گزارش کنم
خبرنگاری جهانی خواهم شد»

دوربین به دست
منتظر حادثه بود
ریزعلی خواجوی

(4)
«عمر طولانی بعضی از درختها
مدیون گسترش خطوط ارتباطی
و آنلاین شدن روزنامه‌هاست»

سیم تلگراف می‌گوید
به کاجهای همسایه

(5)
« در کشور ما، آزادی صددرصد است
و هرگز به سبب سخن گفتن، 
برای کسی مشکلی پیش نمی‌آید»

پینوکیو گفت
و در اتاق کنفرانس خبری گیر کرد

(6)
«پنبه را از گوش خرت بیرون بیاور»

تیتر یک روزنامه شلمان بود
صبح روز مسابقه

(7)
«این روزنامه‌های زنجیره‌ای
جز تشویش اذهان عمومی
فایده‌ای ندارند»

شیپورچی گفت
و کفن پوشان را تحریک کرد

(8)
« روزنامه هم می‌خواندی؟ اعتراف کن! چه جرمی بالاتر از این؟»

دالتونها به قدرت رسیده بودند
و لوک را محاکمه می‌کردند

(9)
روباه گفت: من خبرنگار روزنامه هستم  و برای مصاحبه آمده‌ام
کلاغ گفت: برو بابا، ما خودمان یک روز خبرگزاری داشتیم
پنیر افتاد 
و گوریل بیسواد آن را در هوا ربود

(10)
«امپراطور لخت است!»

رئیس روزنامه زرد گفت
و عکاسان را به جشن سلطنتی گسیل کرد