« کلاغ ابله
پنیر دارد
و روباه زیرک
آرزوی پنیر »
«متخصص مدیریت زمان
که وقتش طلاست
و در ترافیک خط سرعت
گیر کرده است
و راننده ی بی خیال تاکسی
مسافرانش را سوار و پیاده می کند
و از او پیشی می گیرد»
« در آخرین سالهای زندگی
فیلسوفی که از ابتدای زندگی در جستجوی سعادت بوده
خود را کم سعادت تر از عوام نادان می یابد»
« استاد باهوش اما کم درآمد
به دانشجوی سفیه اما پردرآمد
رمز ثروتمند شدن را
می آموزد»
«برادر بلندپرواز
که خانه اش را فروخته تا تجارت کند
ورشکسته می شود،
و از شنیدن قیمت خانه برادر بزدل
سرشکسته»
....
بلاهت
رمز سعادت است
در بازی های زندگی
بزدل ها پیروزند
قهرمان میدان
کم تحرک ترین بازیکن است
و در جهانی که مبنای عقلانی ندارد
و در جنگلی وحشی و خودرو که به زور لباس تمدن به آن پوشانیده اند
و منطق را -که زاده خیالبافی بشر است- به آن نسبت داده اند
باید پذیرفت
که
همواره
حق با حماقت است