۱۳۸۷ فروردین ۲۸, چهارشنبه

حسرت

 


«در حسرت جام شراب


در آرزوی فنجانی که چای خوشگواری را در خود جای داده است


و یا حتی لیوان آبی ساده


آه...»


 


قاروره می گوید


و از بوی تعفن


چشمانش زرد می شود